شعری از محمود رشیدی بناب

آن دگر آن فلان

وین یکی همسایه

گر چه از عاطفه تکریم و تبسّم خیزد

گر چه پیکار به تن تیر جهالت دوزد

تو لیاقت را گیر

تو فراست را گیر

تو برو سوی زبر دستی و دانایی هوش

ریش و خویش بفکن

حق کشی محکوم است

افتِ اکنون است

پسر نوح نباید خواندن

بی تمایز نباید ماندن

سبب اُفت و خیز طوفان بین

پس از آن در پناه یردان باش



/ 0 نظر / 9 بازدید